خرید بک لینک

طوری گفتم دوستت دارم

که خدا از عصبانیت با مشت روی زمین کوبید زلزله شد!

دوستت دارم ها از روی کتابخانه افتادند

آغوش ها از دیوار پر کشیدند

بوسه ها از سقف ریختند

چشم ها از پنجره رفتند و آمدن ها از در!

من ماندم، تو، یک دوستت دارم غلیظ!

یک خدای شاکی و یک زلزله ی مهیب!

گفتم دوستت دارم این شد

نگران دنیا اگر نبودم می بوسیدمت عشق من!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:53 توسط مهدی |

برچسب: نویسنده: باربد محبی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:27

صفحه بندی